عشق مامی ایلیا جونیعشق مامی ایلیا جونی، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 28 روز سن داره

عاشقانه آرام من و تو...

کارای جدید اقا ایلیا ♥♥♥

1391/2/20 16:43
نویسنده : مامان متین
214 بازدید
اشتراک گذاری

                           

 

پسر ماما الان چند وقته که هر روز مامی و بابائی رو سورپرایز میکنه، از خیلی وقت پیش نانای کردن و یاد گرفته بودی و هر وقت صدای اهنگ میشنیدی هی دستات و به دو طرف تکون میدادی .

جدیدا یاد گرفتی تا صدای اهنگ میشنوی سریع خودت و به مامی میرسونی و دستای منو میگیری و هی به هم میزنی تا من برات دس دسی کنم ولی هر چی میگم خودت دس دسی کن اصلا انگار نه انگار

از دو روز پیش (جمعه) یاد گرفتی چهار دست و پا میری، اولش که رفتی من و بابائی با هم جیغ کشیدیم و تو هم از ذوق ما کلی ذوق کردی، بعدم هی قاطی میکردی و یکم سینه خیز میرفتی و یکم چهار دست و پا، اما حالا دیگه کاملا چهار چنگولی میری جوجوی نازم

از امروزم یاد گرفتی مبل و میگیری و سر پا وا میستی، قبلا رو زانوهات میموندی و بلند نمیشدی اما امروز دیدم کاملا بلند شدی و رو پاهات واستادی و من و خاله ملاحت سریع ازت عکس انداختیم که تو اولین فرصت واست میذارمشون

تازه بوسم بلدی، تا بهت میگم یه بوس بده به ماما لبات و میاری جلو وقتیم که بوست میکنم و میگم وایییییییییی چه خوشمزه بود کلی ذوق میکنی وقتیم بهت میگم ماما رو بوس کن لبات و میچسپونی به صورت ماما

           یه دنیا عاشقتم عزیزم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (9)

خاله ارغوان
24 بهمن 90 8:35
بوس بوس بوس


یه عالمه بوس واسه خاله ارغوان جونم
مامان شراره
24 بهمن 90 20:28
ای جانم.پس گل پسرمون دیگه حسابی رقاص شدن.
عزیزممم بوس کردن روهم که یادگرفتی.
خاله قربونت بره شیطون وبلا


مرسی مامان شراره جون شما همیشه به ما لطف دارین
نگین مامان رادین
25 بهمن 90 17:14
یادمان باشد اگر دور شدیم،این صدای نفس خاطره هاست که چنین دلگرمیم.
***********HAPPY VALENTINE**********


ممنون نگین جون
مادر کوثر و علی
29 بهمن 90 13:09
سلام عزیزم
فقط اومدم بگم به یادتم و
دوستت دارم.
راستی آپم!
خوشحال میشم از نظرات و حضورت گرمت بهره مند بشم


ممنون از لطف بی نهایتتون، این پسری نمیذاره من زیاد بشینم پای کامپیوتر، واسه همین دیر به دیر سر میزنم.
نگین مامان رادین
29 بهمن 90 22:28
ای جونم جیگر طلا حسابی پیشرفت کردی بزرگتر شدی یه بوس ابدار هم من از لبهای نازت می خوام خوشگل پسر
نگین مامان رادین
29 بهمن 90 23:17
الاهی فدات که بزرگ شدی و داری کارها جدید می کنی.خاله جون من هم بوس ابدار از اون لبهای عسلیت می خوام دلم رو بردی


مرسی نگین جون، شما همیشه با نظرات خوشگلتون به من انرژی میدی
مامان پارسا جیگر
2 اسفند 90 14:51
سلام عزیز
خدا بهت ببخشه خیلی بچه نازی داری انشالله زیر سایه پدر و مادر بزرگ بشه من شما رو به لیست دوستان پارسا اضافه کردم خوشحال می شم باهم دوست بشیم و پارسا هم به دوستان شما اضافه بشه.


ممنونم عزیزم از لطفت منم لینکتون کردم
مادر آیاتای
8 اسفند 90 0:19
آفرین ایلیاجون. آیاتای تازه دست زدن یادگرفته و هنوز نای نای نمیکنه. بوس هم خودم نخواستم یادش بدم که هی همه بگن ببوس اونم صورتشون رو زبون بزنه. بعدأ خودش یاد میگیره.. شاید باید یاد میدادم..


کاره خوبی کردی که بوس یادش ندادی، البته ایلیافعلا فقط من و بابا شو میبوسه ولی خوب بچس دیگه ممکنه دیگرانم لیس بزنه واسه همین من هنوز به کسی نگفتم که بلده ببوسه
مادر آیاتای
8 اسفند 90 17:50
کارخوبی کردی نگفتی.بچه کلی میکروب وارد بدن خودش میکنه از روی صورت همه. می بوسمش.


ممنون از لطفت